تبليغاتX
روح دنیا (ققنوس)



به دقت گوش كن...
اينجا همه چيز بي صداست...
زمان پيوسته در حال گذر است...

آيا تا به حال كسي پرسيده چرا اينقدر ساكت و آرام مي گذرد؟
به خودت سخت نگير، پاسخ اين سوال ساده است.

عشق همچو آواره اي سرگردان و بي هدف در شهر پرسه مي زند تا شايد در آخرين لحظات، كليد خوشبختي را به چشماني پاك و معصوم هديه كند.



آري ديگر عشق نيست تا از بركت لحظات شيرين دوست داشتن، گذر زمان را حس نكند...
باور برايت سخت است، نه؟ اين روزها بازار تهي خريد و فروش عشق پر رونق است.

راستي اگر مي خواهي نشان عاشقي را پيدا كني، آن را فقط در نگاه خسته ي پدر بزرگ و مادربزرگ جستجو كن...



جايي كه سالهاست حرص و طمع دفن شده ...

چه زيبا كه در خانه شان، آرامشي پر رمز و راز حكمفرماست...

سكوت فرياد دل من است...
فقط تو باورش كن...

 
+ رد پاي قلم  دنیا ققنوس  در يكي از روزاي زيباي زندگي  چهارشنبه دهم مهر 1387 وقتي حرف دل عقربه ها  13:24  بود | 



 

http://www.inroozha.com/khabar/i185.jpg

 
 (اين فقط يك تنديس است و خيالي از حضور يار )

 
ما با علي(ع) چه مي‌كرديم؟!
 
 

رمضان هر سال و به ويژه شب‌هاي قدر، فرصتي است كه مردم ما تجديد خاطره از علي‌(ع) مي‌كنند و با برگزاري مراسم عزاداري، به نكوداشت و تعظيم خاطره آن امام همام مي‌پردازند و شايد تقارن ضربت خوردن و شهادت آن حضرت با دو شب از شب‌هاي احتمالي قدر، تصادفي نباشد و فرصتي باشد كه در قدر و اندازه علي(ع) نيز تفكري مجدد شود.

به نظر مي‌رسد مسئله شهادت علي(ع) مسئله كهنه‌اي نباشد؛ يعني موضوع شهادت علي(ع)، موضوعي استمراري است كه اين راه، هر ساله تعدادي شهيد و قرباني دارد و ما با بزرگداشت ياد علي(ع) و حتي امام حسين(ع) به صورت نمادين، در حقيقت به بزرگداشت همه كساني مي‌پردازيم كه شهيد اين راه هستند. حال پرسش كليدي كه در اين جا مطرح است، اين‌كه آيا اگر علي(ع) با اين مشخصات در دوران‌هاي بعدي و به ويژه دوران امروز ما مي‌زيست، سرنوشتي غير از شهادت پيدا مي‌كرد؟ يعني آيا در محراب مسجد كوفه، علي(ع) بود كه به خاك و خون كشيده شد يا علي(ع) كسي بود كه وي را به جرم پاسداري و عدالت كشتند؟ به نظر مي‌رسد كه علي(ع) تقاص عدالت بي‌مثل و مانند خويش را پس ‌داد، همان‌گونه كه حسين(ع) تقاص ظلم‌ناپذيري خويش را. البته اين مطلب مي‌تواند طرح بحث يك موضوع علمي و تحقيقي باشد كه بايد صاحب‌نظران و شيعيان راستين و واقعي علي(ع) آن را مورد تدقيق و موشكافي قرار دهند.

در اين نوشتار، سعي شده است به شرايط و مؤلفه‌هايي كه باعث شهادت علي(ع) در زمان صدر اسلام اشاره شود و به مطالعه تطبيقي اين شرايط با وضعيت موجود جامعه پرداخته شود. اگر علي(ع) را وجود مقدسي بدانيم كه به كين عدالتخواهي كشته شد، امروز نيز اين راه و قافله كشته‌هايي نخواهد داشت كه به كين عدالت شهيد شوند؟ به ديگر سخن آن‌كه شايد كمي تلخ بنماياند؛ رفتار جامعه امروز ما با جامعه آن روز كوفه و مدينه و شام تفاوت جدي خواهد داشت يا نه و آيا همان الگو، امروز نيز الگوي عدالت‌ستيزان خواهد بود؟

علي(ع) در زمان حكومت خويش با چند دسته دوست و دشمن كه سرانجام همگي به دشمن تبديل شدند روبه‌رو بود:
1
ـ سابقون: شايد بتوان از اين دسته به افرادي مانند «طلحه» و «زبير» اشاره كرد؛ يعني نسلي كه انقلاب رسول گرامي اسلام را درك كرده بودند و در آن زمان، جزو صحابه و به اصطلاح افراد نزديك به رسول‌الله(ص) شمرده مي‌شدند، اما بعدها در حکومت عثمان به همين بهانه، امتيازات ويژه‌اي گرفته و زماني که امام علي(ع) مانع آن شد، برآشوبيدند. در جامعه امروز ما نيز اين گروه همواره وجود داشته و دارند. در مدل تطبيقي، افرادي هستند كه در زمان حضرت امام(ره) در مصادر درجه يك حكومتي بودند و براي خود امتيازاتي متفاوت از مردم قائلند.

2
ـ مسئولان حكومت‌هاي سابق: علي(ع) پس از رسول‌الله(ص) با سه حكومت روبه‌رو شد؛ گروهي از مسئولان اين حكومت‌ها و به ويژه استانداران آنها در گروه افرادي بودند كه علي(ع)، همواره مورد آزار و اذيت اين گروه قرار داشت. نماد بارز اين گروه، معاويه بود كه در زمان عمر و عثمان، متولي حكومت شام ـ كه از مرزهاي اسلامي به شمار مي‌رفت ـ بود. در جامعه امروز ما نيز اين گروه‌ها و افراد هستند.

3
ـ معترضين: عملكرد جامعه اسلامي پس از رسول‌الله(ص) و در سه حكومتي كه بر سر كار آمده بودند، منجر به تشكيل طبقه‌اي از سرمايه‌داران و ثروتمندان شده بود. اندوختن ثروت از راه‌هاي نامشروع و با استفاده از رانت‌هاي حكومتي از مشخصات بارز اين گروه بود. وجود اين گروه در جامعه امروزي ما به خوبي پيداست و نياز به كمترين استدلالي ندارد.

4
ـ متحجران و افرادي كه توسعه فكري پيدا نكرده بودند و به قشر و ظاهر و پوسته دين متمسك مي‌شدند و با تفسير نادرست آيات قرآن، به زعم خويش، از علي(ع) در دريافت پيشي گرفته بودند. اين گروه كه نماد بارز آن، «خوارج» بودند، پس از دشمني‌هاي فراوان، سرانجام به قتل علي(ع) مبادرت ورزيدند و فرق عدالت را در شب نوزدهم رمضان و در محراب مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي، شكافتند.

5
ـ عامه مردم: عامه مردم معمولا تحت تأثير طبقه نخبگان جامعه قرار مي‌گيرند و به نوعي، رفتاري تبعيت‌آميز دارند. اين گروه بسيار بزرگ جامعه به خودي خود، نه تنها بد نيستند، بلكه در شرايط معمولي و عادي، طالب عدالت نيز هستند، اما به تجربه ثابت شده است كه عامه مردم، عدالت را تا آنجا مي‌پذيرند كه حق ايشان را از ديگران بستاند و آنگاه كه از ناحيه عدالت ضرري متوجه خود آنان بشود، روي خوش به آن نشان نمي‌دهند و آن را افراطي‌گري مي‌شمارند؛ بي‌دليل نيست كه در جامعه‌اي، رهبر و امام مسلمين و خليفه آنان را مي‌كشند و آب از آب تكان نمي‌خورد. به ديگر سخن، شايد عامه مردم نيز به نوعي توان پرداخت هزينه‌هاي عدالت علي(ع) كه با هيچ كس حتي فرزندان خويش مسامحه نمي‌كرد و دست ياران خويش را كه كوتاهي در امر دين ورزيده بود، قطع مي‌كرد، نداشتند. گله‌ها و شكايت‌هاي متعددي كه علي(ع) از مردم جامعه مي‌كند به خوبي ترسيم‌كننده اين شرايط است.

حاصل سخن آن‌كه علي(ع) حتي اگر در جامعه امروز ما زندگي مي‌كرد، چه بسا سرنوشتي جز سرنوشت غم‌انگيز صدر اسلام نداشت. بسيار ساده‌انديشي و ناپختگي خواهد بود اگر گمان كنيم كه جامعه علي(ع) افرادي بي‌دين و ناآشنا با مباني ديني و دستورهاي شرع مقدس بوده باشند. برعكس، در آن جامعه، افراد بسيار بزرگ و صحابه رسول‌الله(ص) بودند كه حتي در يك دوران تحت تربيت انسان‌ساز رسول‌الله(ص) به طور مستقيم قرار گرفته بودند. در آن جامعه «سيف‌الاسلام»ها داشتيم؛ كساني كه در گسترش اسلام و در جهادهاي فراواني بعضا هم‌ركاب حسنين(ع) شركت كرده بودند و بيشترين سهم را در گسترش تصرفات اسلامي داشتند؛ اما بر خلاف بسيجي‌هاي گمنام و بي‌ادعاي جامعه، خود را مستحق امتيازات ويژه و مال و منال و پست و مقام متفاوت از مردم مي‌دانستند و طبعا عدالت‌خواهي علي(ع) آنچنان دقيق و شفاف بود كه هيچ‌گونه اضافه‌خواهي را به هيچ دليل نمي‌پذيرفت. آري، اگر دقت كنيم، خواهيم ديد كه امروز نيز جامعه ما به همان دلايل، تاب عدالت علوي و جامعه موعود مهدوي(عج) را ندارد و شايد برترين دليل غيبت مهدي(عج) كه بنا به روايات امامان معصوم، عدالت علوي را كاملا در جامعه برقرار مي‌كند، همين باشد.
اللهم عجل فرجه

 

http://i34.tinypic.com/s3imnn.jpg

 
 

اینم یه شعر زیبای  در مورد مولا علی از مرحوم آقاسی:

ای که هر دم دم ز حیدر میزنی
 بر یتیمان علی سر می زنی
شاهد اقبال در آغوش کیست
کیسه نان و رطب بر دوش کیست
کیست آن کس کز علی یادی کند
بر یتیمان من امدادی کند
دست گیرد کودکان درد را
گرم سازد خانه های سرد را
ای جوانمردان جوانمردی چه شد
شیوه رندی و شبگردی چه شد
شیعگی تنها نماز و روزه نیست
آب تنها در میان کوزه نیست
کاسه را پر کن ز آب معرفت
تا درو جوشد شراب معرفت
باده مما رزقناهم بنوش
ینفقون بنوش و در انفاق کوش
هم بنوش و هم بنوشان زین سبو
لن تنالو البر حتی تنفقوا
جستجویی کن سبوی باده را
شستشویی کن به می سجاده را
ای مسلمان زاده بعد از هر اذان
رکعتی تنهی عن الفحشا بخوان
گر نمازت ناهی از منکر شود
از اذانت گوش شیطان کر شود
هر سحر دست نیایش باز کن
بیخود از خود تا خدا پرواز کن
 بال مرد حق بود دست دعا
لیس لالانسان الا ما سعی

http://www.soog.ir/sound/ali/ali8.jpg

 

http://www.iran4me.com/images/attach/7301w_ghadr85_42.jpg

+ رد پاي قلم  دنیا ققنوس  در يكي از روزاي زيباي زندگي  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 وقتي حرف دل عقربه ها  19:48  بود | 



سلام دوستای گلم281.gif 

خوبید همتون خیلی وقت بود كه دلم هواتون رو كرده بود 277.gif

اما نمی رسیدم آپدیت كنم بلاگم رو

اما امروز بعد از مدتی اومدم اونم با انجام یه كار خیلی فرهنگی 272.gif

اونم تحریف كمی تا قسمتی ابری داستان هیزم شكن صداق چوبك و یه انتهای فوق ... آره238.gif

دیدم همه دارن تحریفش میكنن گفتم منم آخرش رو به سبك خودم تحریف كنم 110.gif

 
 

یه روز یه هیزم شكن وقتی توی جنگل داشت شاخه یه درخت رو قطع می كرد ، تبرش از دستش در رفت و افناد توی دریاچه كنارش... وقتی مرد داشت گریه می كرد 254.gif ، فرشته ظاهر شد 279.gif  و پرسید: "چرا داری گریه می كنی؟"... مرد گفت كه تبرش افتاده توی آب... فرشته رفت زیر آب و بعد با یه تبر طلا ظاهر شد و پرسید: "این تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"... 25.gif

فرشته دوباره رفت زیر آب و این دفعه با یه تبر نقره ظاهر شد و پرسید: "این تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"25.gif  ...

بازم فرشته رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: "این تبر توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه" 21.gif ...

فرشته از راستگویی مرد خیلی خوشش اومد 16.gifو هر سه تا تبر رو داد به مرد و مرد خوشحال برگشت خونه15.gif

 و ادامه 275.gif....
 

یه روز وقتی مرد هیزم شكن و زنش داشتند كنار اون دریاچه راه می رفتند 278.gif، زن هیزم شكن افتاد توی آب! 175.gif... مرد زد زیر گریه 254.gifو فرشته ظاهر شد 279.gif... فرشته پرسید: "چرا داری گریه می كنی؟"... مرد گفت: "اوه فرشتهء مهربون! زنم افتاده توی آب!"253.gif ..

فرشته رفت زیر آب و بعد همراه با جنیفر لوپز ظاهر شد! 175.gif... فرشته پرسید: "این زن توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه!" 272.gif... فرشته برزخی شد و داد زد: "ای حقه باز! این حقیقت نداره!" 97.gif...

مرد جواب داد: "اوه منو ببخش فرشتهء من! 281.gif یه سوء تفاهم پیش اومده... ببین ، اگه من در مورد جنیفر لوپز   connie_24.gifمی گفتم نه ، تو دوباره می رفتی و با كاترین زتا جونز connie_1.gif  بر می گشتی! ...

 بعد من بازم می گفتم نه ، و تو باز می رفتی و این دفعه زنم 280.gif رو می آوردی ... و وقتی من می گفتم آره خودشه ، تو هر سه تا رو می دادی به من!270.gif...

ولی من مرد بدبختی هستم و از پس خرج و مخارج سه تا زن بر نمیام 258.gifو نمی تونم از هر سه تا مراقبت كنم... همین یكی هم واسه هفت پشتم بسه! "...

فرشته هم انقدر از این منطق و استدلال خوشش اومد 16.gifكه جنیفر رو دوباره انداخت توی آب 175.gifو خودش رفت سالیان دراز با مرد زندگی كرد!!! Vishenka_11.gif Laie_23.gif...

 

 

نكته اخلاقی think  : سعی كنید اگر عاشق یه فرشته شدید 218.gif حس حسادتش رو تحریك كنید 233.gif

البته این فرشته میتونه یه دخمل ناز و گوگولی باشه connie_1.gif یا یه آقا پسر  271.gif. ببخشید واسه پسرا چیزی نگفتم چون معمولا پسرا نه ناز هستن و نه گوگولی  1.gif

 

تا بعد 94.gif...




+ رد پاي قلم  دنیا ققنوس  در يكي از روزاي زيباي زندگي  چهارشنبه بیستم شهریور 1387 وقتي حرف دل عقربه ها  13:1  بود | 






به بهانه تولد 25 سالگي...

ايني كه ميگن زندگي مثل برق و باد ميگذره عين حقيقته...

وقتي تقويم رو نگاه كردم باورم نشد كه الكي الكي جمعه 21 تير پايان 25 سال زندگيه و بهقول تبليغاي تلويزيون " و اين هم ربع قرن حضور" ...

اما امسال بر خلاف سال هاي قبل كه عاشق تولد بودم و تولد بازيو بزن و بكوب ، اصلا رمق ندارم ه حتي بگم تولدمه...
تا حدي كه خودم برنامه مهموني تولدم رو كنسل كردم...
آخه كسي كه دوستش دارم ازم 1500 كيلومتر و شايد هم بيشتر فاصله داره...

اما خوشحالم كه اون داره از بودن با دوستاش و كسايي كه دوست داره لذت مي بره و من هم سعي مي كنم با ياد خوش بودن اون خوش باشم...
اما دلم مي خواد تنها باشم... تنهاي تنها...
شايدم مثل هر سال كه تولدم رو كنار دريا مي گرفتم با دوستام برم كنار دريا.. اما تنها و تنها با دريا و خاطراتي كه خيلي كوتاه بود اما فراموش نشدني...

من از عشقم گذشتم كه اون به زندگيش برسه... خوشحالم كه سد نشدم براش و اون داره با همه سرعت ميره به سمت خوشبختي...

و من هم مثل قبل فرياد مي زنم كه زندگي هنوز جريان داره.. با همه بدي ها و خوبيهاش... و شايد قشنگي زندگي به همينه كه سعي كني شاد باشي تا شايد روزي كسي كه از جانت بيشتر دوستش داري برگرده پيشت...

دلم مي خواست جمعه پيشش بودم وبراس اين شعر  رو مي خوندم كه :

امروز به پايان مي رسد
از فردا برايم چيزي نگو!
من نمي گويم:
" فردا روز ديگري است"
فقط مي گويم:
" تو روز ديگري هستي ... "
تو  " فردايي "
همان كه بايد به خاطرش زنده بمانم





پيشاپيش از همه دوستايي كه تولدم رو تبريك ميگن ممنونم و اميدوارم بتونم جبران كنم



 
+ رد پاي قلم  دنیا ققنوس  در يكي از روزاي زيباي زندگي  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 وقتي حرف دل عقربه ها  19:58  بود | 






زندگي پر از دوست داشتن است...
پژواك صداي دوست ،

روزي صد بار در من تكرار مي شود...
وقتي گيسوان خيس خاطراتم را نوازش مي دهم ،
دوستي كنار پنجره ي سكوت مي ايستد
و چراغ شكسته ي دل را تسلي مي دهد،
اي دوست!
گل ياسمني را از دامنه ي قلبم چيده اي
كه ريشه در سرزمين تلخي دارد ...
بي تو ديگر پرستوها به خانه بر نمي گردند
و من مي مانم ،
و تنهايي،
و سكوت.


تا بعد



 
+ رد پاي قلم  دنیا ققنوس  در يكي از روزاي زيباي زندگي  یکشنبه شانزدهم تیر 1387 وقتي حرف دل عقربه ها  22:8  بود |